معنی طای
7 بازدید
(معرب، اِ) شای. معرب چای. (دزی ج ۲ ص ۱۹). رجوع به چای شود.(اِخ) دهی از دهستان راوه رود بخش کامیاران شهرستان سنندج، واقع در ۳۸هزارگزی شمال باختر کامیاران و ۲هزارگزی هندیمن. کوهستانی و سردسیر است با ۱۵۳۲ تن سکنه. آب آن از چشمه. محصول آنجا انواع میوه ها و لبنیات. شغل اهالی باغبانی و گله داری است. راه مالرو و دبستان دارد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «طای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر