معنی طاوه
6 بازدید
[ وَ / وِ ] (اِ) ظرفی است فلزی برای سرخ کردن اطعمه به کار رود. در ترکی طابه و در ترکی عامیانه طاوه مأخوذ از تاوهٔ فارسی است. این کلمه در عربی بصورت طابق درآمده است. (دزی ج ۲ ص ۱۹). و رجوع به تابه و تاوه شود.[ وَ ] (اِخ) دهی است از دهستان درجزین بخش رزن شهرستان همدان، در ۳۰هزارگزی جنوب قصبهٔ رزن متصل به سناج. جلگه و سردسیر و مالاریائی. با ۶۰۰ تن سکنه. آب آن از قنات. محصول آنجا غلات و لبنیات و حبوبات. شغل اهالی زراعت و گله داری. صنایع دستی زنان قالی بافی و راه آن مالرو است. تابستان از فامنین اتومبیل میتوان برد. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «طاوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر