معنی طاول
5 بازدید
[ وِ / وَ ] (اِ) تاول. آبله ای باشد که بسبب سوختن یا کار کردن بر اعضا و دست و پا بهم رسد. برآمدگی پوست از سوختگی. آبله. برآمدگی جلد بکیفیتی که زیر آن آب جمع شده باشد. رجوع به تاول شود. - طاول زدن؛ تنفط. ایجاد طاول. - طاول طاعونی؛ سیاه زخم. خراج. - طاول عظم جلدی ؛ نفاطة. ج، نفاط.
کلمات همقافیه با «طاول»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ول» برای سرودن شعر