معنی طاهر کنده
10 بازدید
[ هِ رِ کَ دَ ] (اِخ) وکیل بلگاتگین. بهمین صورت نام طاهری در فهرست اعلام تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۲۴۱ آمده و عبارت متن تاریخ بیهقی چنین است: حاجب بزرگ بلگاتگین ایشان (کوتوال ترمذ و سرهنگان) را به نیم ترک پیش خویش بنشاند و طاهر کنده (؟) وکیل خویش را پیغام داد سوی بوسهل زوزنی عارض که شراب میخورد با سلطان تا بازنماید.
کلمات همقافیه با «طاهر کنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر