معنی طاهر کاشی

معنی طاهر کاشی

7 بازدید
[ هِ رِ ] (اِخ) از وزرای سلطان ابوالمظفر رکن الدین ملک ارسلان بن طغرل بن محمدبن ملکشاه بوده است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج ۴ ص ۵۲۰ شود.
[ هِ رِ ] (اِخ) معروف به محمدطاهر نقاش متخلص به کاشی. صاحب تذکرهٔ نصرآبادی آرد: خامهٔ فکرش چهرهٔ عروسان معنی گشاید و دیبای زربفت سخن را بی تأمل نقش بندی نماید. طبعش نهایت لطف و دقت را دارد به امر نقش بندی در کاشان مشغول است، اگرچه فقیر بصحبت او نرسیدم اما گاهی مکالمهٔ روحانی واقع میشود. این اشعار از اوست: خلق نکو بخود در جنت گشادن است تعظیم خلق کاسهٔ همسایه دادن است دانی که چیست بخیهٔ زخم زبان خلق دندان ز درد بر سر دندان نهادن است بگشای لب که آمد و رفت نفس ترا هر دم بعمر گرم عنان کوچ دادن است رم خوردهٔ تو الفت کس کی کند قبول دل برگرفتن از تو دل از دست دادن است. * * * گفتم از قطع نظر کوته کنم سودای زلف چشم حسرت حلقهٔ دیگر به این زنجیر بست. شکن طرف کلاهش بنظرها نقاش دامن خیمهٔ لیلی است که بالا زده اند. بی بصیرت را عنان در دست نفس سرکش است میبرد هر جا که میخواهد عصاکش کور را. از طپیدنهای دل رو میدهد افغان مرا گر بود چون زنگ دندان بر سر دندان مرا. قامت خم گشته پشتیبان کنج عزلت است این کمان چون چله میگردد کمند وحدت است. چون قدت خم گشت از تیر اجل غافل مباش کز برای گوشه گیری این کمان پیچیده است. سر رشتهٔ وجود و عدم بستهٔ منست من در میانه همچو گره هیچکاره ام. دل چو بگشاید بخاطر صد گره پیدا شود عقدهٔ سیماب افزونتر شود چون واشود. (تذکرهٔ نصرآبادی ص ۳۷۰).

کلمات هم‌قافیه با «طاهر کاشی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «شی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید