معنی طاهر مقدسی
6 بازدید
[ هِ رِ مَ دِ / مُ قَ دْ دَ ] (اِخ) از طبقهٔ ثالثه است از بزرگان مشایخ شام، و قدمای ایشان. ذوالنون مصری را دیده، و با یحیی جلا صحبت داشته، عالم بوده. گویند شبلی وی را حبرالشام خواندی. طاهر مقدسی گوید: ذوالنون مرا گفت: العلم فی ذات الحق جهل، والکلام فی حقیقة المعرفة حیرة، و الاشارة عن المشیر شرک، شیخ الاسلام گفت که سخن در ذات حق جهل است که هیچکس را در ذات اللََّه سخن نیست، و روا نبود که گوید مگر آنکه خدای تعالی را و پیغمبر وی گفت وی را، و گفت: آن دانستنی نیست و جز تصدیق و تسلیم در آن روی نیست و سخن در معرفت و حقیقت حیرت است که او خود، خود را شناسد بحق الحقیقة، دیگر همه عاجزند و متحیر، و او عجز رهی را از معرفت خود بفضل خود معرفت می انگارد. و مصطفی صلی اللََّه علیه و آله و سلم میگوید در ثناء و دعاء خداوند: لاابلغ مدحتک و لااحصی ثناء علیک، انت کما اثنیت علی نفسک. حق تعالی میگوید: ولایحیطون به علماً. از وی همین ذاتی که اوست خدای یگانهٔ بی همتا و اشارت از مشیر شرک، شرک است، یعنی شرک خفی که اشارت را اشارت کننده ای باید داد و به دوگانگی درنیاید. هست بحقیقت اوست، و دیگر همه بهانه، و وی در بود و هستی یگانه. الا کل شی ء ما خلااللََّه باطل. طاهر مقدسی گوید: اگر مردمان نور عارف ببینند در آن بسوزند، و اگر عارف نور وجود ببیند در آن بسوزد، و هم وی گوید: حدالمعرفة التجرد من النفوس و تدبیرها فیها یحل و یصغر (کذا؟). (نفحات الانس ص ۱۲۹ چ توحیدی پور).
کلمات همقافیه با «طاهر مقدسی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سی» برای سرودن شعر