معنی طاهر غسانی
7 بازدید
[ هِ رِ غَ سْ سا ] (اِخ) حمداللََّه مستوفی ذیل احوال هرمزد آرد: و هرمزد هیچ فرزند نداشت. ارکان دولت شبستان هرمزد احتیاط کردند؛ مادر شاپور حامله بود و پادشاهی بدو دادند [ و ] بعد از چهل روز شاپور متولد شد، طفل را بر تخت بخوابانیدند و تاج بالای سر او بیاویختند. چون او طفل بود ملک پرآشوب شد. از عرب طاهر غسانی لشکر کشید و طیسفون که تختگاه ساسانیان بود غارت کرد و نوشه خواهر هرمزد را بغارت برد و زن کرد و او دختری آورد ملکه نام. چون شاپور بحد مردی رسید به جنگ طاهر رفت. دختر نوشه با او متفق شد او را در قلعه راه داد طاهر را بگرفت و به کشت و ملکه را زن کرد. (تاریخ گزیده ج ۱ ص ۱۰۷). و رجوع به شاهنامه فردوسی و طایر شود.
کلمات همقافیه با «طاهر غسانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر