معنی طاهر جزری
5 بازدید
[ هِ رِ جَ زَ ] (اِخ) شدادبن ابراهیم بن حسن، ابوالنجیب الملقب بالطاهر الجزری. ثعالبی در تتمةالیتیمة دربارهٔ او گوید: سالخورده است و دوران فرمانروائی سیف الدوله را درک کرده است و درباب وی گوید: و حاجة قیل لی نبه لها عمراً و نم فقلت علی قدتنبه لی حسبی علیان ان ناب الزمان و ان جاء المعاد بما فی القول و العمل فلی علی بن عبداللََّه منتجع ولی علی امیرالمؤمنین علی و او راست دربارهٔ جوانی که بادب وی متادب شده بود: هذا علی بالمشاکلة التی ما بیننا لی مالک مستاثرُ قالوا صدیقک قلت بل ولدی و قد اعداه طبعی فهو مثلی شاعر و دربارهٔ قوس قزح گوید: الست تری الجو مستعبراً یضاحکه برقه الخلب و قد لاح من قزح قوسه بعیداً و تحسبه یقرب کطاقی عقیق و فیروزج و بینهما آخر مذهب. (از تتمةالیتیمة ج ۱ ص ۴۶). و صاحب ریحانةالادب آرد: شدادبن ابراهیم بن حسن ، مکنی به ابوالنجیب ملقب به طاهر جزری از شعرای عضدالدولهٔ دیلمی بوده و وزیر مهلبی را مدیحه گفته و در سال ۴۰۱ هـ . ق. وفات یافته و از او است: ایاجیل التصوف شرجیل لقد جئتم بامر مستحیل افی القرآن قال لکم الهی کلوا مثل البهائم و ارقصوا لی. که در ذم صوفیه گفته است. (ریحانةالادب ج ۳ ص ۱۰). و رجوع به ابوالنجیب جزری شود.
کلمات همقافیه با «طاهر جزری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر