معنی طاهرتونی
7 بازدید
[ هِ ] (اِخ) از قصبهٔ تون و پدرش در دربار شاه عباس وقایع نگار بوده، این بیت از اوست: سر تا قدمم رفته بتاراج نگاهی از چشم و دلم ماند همین اشکی و آهی. (قاموس الاعلام ترکی ج ۴).
کلمات همقافیه با «طاهرتونی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر