معنی طامل
10 بازدید
[ مِ ] (ع ص) مرد پلیدزبان. || بیباک. (منتهی الارب) (آنندراج). || (اِ) دوقو. (فهرست مخزن الادویه). رجوع به دوقو شود و آن را طله ملو نیز گویند. دوقوا. (فهرست مخزن الادویه). تخم گزر. بزرالجزر. تخم حویج.
کلمات همقافیه با «طامل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر