معنی طامة
7 بازدید
[ طامْ مَ ] (ع اِ) روز قیامت، بدان جهت که غالب و فوق همه چیزهاست. (منتهی الارب) (آنندراج). در لغت روز قیامت را گویند کما فی الصراح. (کشاف اصطلاحات الفنون). نامی است رستاخیز را. (مهذب الاسماء). قیامت. (ترجمان علامهٔ جرجانی ص ۶۶). روز جزا. یوم البعث. یوم النشور. یوم الحساب. روز شمار. روز بازخواست. روز حشر. روز قیام. یوم الیقین. || بلا، که غالب و فوق همهٔ بلاها باشد. (منتهی الارب) (آنندراج). داهیه. (مهذب الاسماء). سختی. - طامهٔ کبری؛ بلای بزرگ : بحصانت آن حصن، از صدمهٔ اولی، و طامهٔ کبری محترس شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۱۵۹). سیم آنکه، طامهٔ کبری، و موجب شقاوت و خسران عقبی است تصحیح این وجه سقیم را. (جهانگشای جوینی). - || حادثهٔ بزرگ. کاری سخت. - || روز قیامت : چنین حالها میبود، و فترات می افتاد، و دل امیر بر اعیان تباه میشد، تا آنگاه که «الطامةالکبری»، پیش آمد. (منظور حملهٔ سلاجقه بوده). (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۲۷). چون کار بر این جمله قرار گرفت، الطامةالکبری آن بود که نماز دیگر آن روز که امیر به گرگان رسید... دو سوار از آن بوالفضل سوری دررسیدند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۴۷۷).
کلمات همقافیه با «طامة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مة» برای سرودن شعر