معنی طالبنگین
6 بازدید
[ لِ نِ ] (ص مرکب) خواهان نگین و نگین دار. و مجازاً آراسته به نشانه های پادشاهی : ای بتو صاحب درفش، چتر فریدون ملک وی ز تو طالب نگین، دست سلیمان دین. خاقانی.
کلمات همقافیه با «طالبنگین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر