معنی طاق و طارم
6 بازدید
[ قُ رُ ] (اِ مرکب، از اتباع) از اتباع است: نقل است که یک شب هارون الرشید فضل برمکی را که یکی از مقربان بود گفت که امشب مرا ببر مردی بر که مرا بمن نماید که دلم از طاق و طارم تنگ آمده است. (تذکرةالاولیاء ج ۱ ص ۲۷۷). رجوع به طاق و طرنب شود.
کلمات همقافیه با «طاق و طارم»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رم» برای سرودن شعر