معنی طاق برنهادن
6 بازدید
[ بَ نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) یا بر طاق نهادن. کنایه از فراموش کردن. (برهان) (انجمن آرا). || ترک دادن چیزی. (برهان) (انجمن آرا). و رجوع به بر طاق نهادن شود: مرد از دورنگی طاق به، این رنگها بر طاق نه هم دور خور هم دور ده، وانصاف بستان صبح را. خاقانی.
کلمات همقافیه با «طاق برنهادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر