معنی طاقستان
7 بازدید
[ قِ ] (اِ مرکب) زمین طاقناک. رجوع به طاق شود: عادیة؛ شتران مانندهٔ در طاقستان که بشوره گیاه میل نکنند. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طاقستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر