معنی طاقدار
6 بازدید
(نف مرکب) دارندهٔ طاق. رجوع به طاق شود. || ایوان دار. || مجازاً نگهبان و محافظ: دین را که بود تو طاقداری زین گونه چهار طاق داری.نظامی.
کلمات همقافیه با «طاقدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر