معنی طاقات
7 بازدید
(ع اِ) جِ طاقت و طاقة. رجوع به طاقة شود. تارها. لاها. قُوی. (یعنی تارها). || جِ طاق به معنی درختان بی فرع و شاخه: و اذا شرب منه نحو اربع طاقات بالماء اَبرأَ من المغص. (ابن البیطار ج ۱ ص ۱۲۴ س ۳) و له (دلبوث) بصلة بیضاء علیها لیف لیس له طاقات. (ابن بیطار): و درختان جوز چون ایشان را فروع و شاخ نباشد و آن درختان را به اصطلاح طاقات گویند و بهر هشت طاق درهمی لازم شود... فاما درخت شفتالو و آلوچه در حساب طاقات اند. (تاریخ قم ص ۱۱۰). طاقات از درختهای بری به هر طاق درخت پنج درم. (تاریخ قم ص ۱۱۳). و در هر سی و شش طاقات فستق و زیتون یک درهم و ما یاد کردیم که مراد بطاقات از درخت درختهائی اند که ایشان را شاخ نباشد. (تاریخ قم ص ۱۱۲).
کلمات همقافیه با «طاقات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر