معنی طاعتگاه
6 بازدید
[ عَ ] (اِ مرکب) طاعتگه. معبد. پرستشگاه. جایگاه عبادت. مقام پرستش : یکی دیر سنگین برافراشتند بجمهور طاعت گهش ساختند.نظامی. الهی در طاعتم باز کن بطاعت گهم محرم راز کن.عبداللََّه هاتفی. || جایگاه قربانی. محل مخصوص قربانی. منسک. قربانی جای. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «طاعتگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر