معنی طاعتدار
7 بازدید
[ عَ ] (ص مرکب) مطیع. حاضرفرمان : پسر را بدرگاه عالی فرستد و بنده و طاعتدار باشد. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۹۹).
کلمات همقافیه با «طاعتدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر