معنی طاس لغزنده
6 بازدید
[ سِ لَ زَ دَ / دِ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) طاس که لغزد. جام لغزان. || لانهٔ موری مورچه خوار: چو در طاس لغزنده افتاد مور رهاننده را چاره باید نه زور.سعدی. و رجوع به لغزنده شود.
کلمات همقافیه با «طاس لغزنده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر