معنی طاسک منجوق
7 بازدید
[ سَ کِ مَ ] (ترکیب اضافی، اِ مرکب) منجوق. ماهچهٔ علم. و طاسک چیزی است شبیه به طاس کوچک که در منجوق و پرچم تعبیه میشده است : ز موج خون که بر میشد بعیوق پر از خون گشته طاسکهای منجوق.نظامی.
کلمات همقافیه با «طاسک منجوق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وق» برای سرودن شعر