معنی طاسباز
7 بازدید
(نف مرکب) در ولایت طایفه ای اند که از زیر خرقه طاسها برآرند و گاهی طاس را در هوا افکنند و بر سر چوب بگیرند، از عالم شیشه باز، و بازیهای عجیب و غریب دیگر نیز کنند، از عالم بهان متی هندوستان. (آنندراج) (بهار عجم): ز کشتی چو کردیم هنگامه ساز بگوئیم حرفی هم از طاسباز خورد چرخ از چرخ آن دلربا بمن حال گردید چون آسیا. میرزا طاهر وحید. || محیل. مکار. (مجمع التماثیل از بهار عجم و آنندراج): طاسبازی بدیدم از بغداد چون جنید از سلوکش آگاهی سر برون برد زیر جبه و گفت لیس فی جبتی سوی اللََّه.کمال خجندی.
کلمات همقافیه با «طاسباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر