معنی طاریء
7 بازدید
[ رِءْ ] (ع ص) آینده. || ناگاه درآینده. (منتهی الارب). ظاهر شونده بر کسی ناگاه. فرودآینده از جائی. (غیاث اللغات). ج، طُرّاء و طُرَاء . (منتهی الارب). || ناگاه روی داده. عارض و ظاهر شونده : و این آوازه در اطراف گیتی طاری و به اکناف جهان ساری گشت. (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «طاریء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ء» برای سرودن شعر