معنی طاحونة
5 بازدید
[ نَ ] (ع اِ) آسیا. و طاحون نیز آمده. (آنندراج) (منتهی الارب) (غیاث از شرح نصاب). || آس آب (آسیائی که به آب گردد). (مهذب الاسماء). آسیای آبی. رَحیَ. آسیا. ناعور. || دست آس. (دهار). ج، طواحین.[ نَ ] (اِخ) قریه ای است واقع در نیم فرسنگی میانهٔ جنوب و مشرق شهر خفر. (فارسنامهٔ ناصری).[ نَ ] (اِخ) موضعی است در قسطنطنیة. (معجم البلدان).
کلمات همقافیه با «طاحونة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر