معنی طاحنة
7 بازدید
[ حِ نَ ] (ع ص، اِ) دندان آسیا. (دهار). ناجذ (دندان سپسین همه). یکی از دندانهای آسیا. ج، طواحن : دندانی که طاحنهٔ جسم است و غذاء روح به قوّت آن منهضم میشود، چون مُتآکِل شد و لذّت عیش به الم آن منغص گشت جز قلع و افاتت آن چاره نیست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی) یکی از دوازده دندان که پس از ضواحک بود. (السامی فی الاسامی نسخهٔ خطی ص ۱۵۶). دندان خاینده. دندان نرم کنندهٔ طعام. || آس که بپای گردانند. (مهّذب الاسماء در سه نسخه خطی).
کلمات همقافیه با «طاحنة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نة» برای سرودن شعر