معنی طاجن
9 بازدید
[ جِ / جَ ] (معرب، اِ) تابه که در آن بریان کنند. طیجن، و هر دو معرّب است. لانّ الطاءَ والجیم لایجتمعان فی الکلام. (منتهی الارب) (آنندراج). تابهٔ روغن جوشی. (دهار). تابه که چیزی بر آن بریان کنند. (غیاث از شرح نصاب). فمما اخذوه (ای العرب) من الفارسیة: الطیجن و الطاجنُ و اصله طابق. (جمهرهٔ ابن درید به نقل سیوطی در المزهر). و گمان میکنم طاجن و طیجن معرب تیان پارسی باشد و طابق معرّب تابَه و تاوهٔ پارسی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «طاجن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جن» برای سرودن شعر