معنی طابة
10 بازدید
[ بَ ] (ع اِ) شراب انگوری. (منتهی الارب). خمره خمر. طیّب صافی که به فارسی می خوشخوار نامند. شراب خوشخوار. (مهذب الاسماء). || نام ثمری است که در مدینهٔ منوره یافت میشود. (فهرست مخزن الادویه). || خرما. || (اِخ) نام مدینهٔ منوره. (منتهی الارب). || جایگاهی است در زمین طی. (مراصد الاطلاع).
کلمات همقافیه با «طابة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بة» برای سرودن شعر