معنی ط
7 بازدید
(حرف) نشانهٔ حرف نوزدهم از حروف تهجی عرب. و نام آن طاء و طی و طِ است و نیز آن را طاء مشالة نامند و آن از حروف مطبقة و حروف هفت گانهٔ مستعلیه و هم مصمتة و محقوره و مهجورهٔ نطعیه است و در حساب جمل آن را به ۹ دارند و در شمار ترتیبی نمایندهٔ عدد شانزده است و در تجوید رمز وقف مطلق باشد و در کتب حدیث نشانهٔ کتاب الموطأ مالک است و در موسیقی علامت طنین است و در نجوم نشان برج جَدی و این حرف یکی از حروف هشت گانه است که در فارسی نیامده است. لیکن در بعض کلمات فارسی برای رفع اشتباه با حرف دیگر این صورت در کتابت آید مانند: طراز و طپیدن و طپانچه و طبرستان و طافته به معنی پارچهٔ مخصوص ابریشمین و امثال آن، و گاهی در کتب قدیمه تلخ به معنی (مرّ) را طلخ نوشته اند. ابدالها: --> در عربی گاه به «دال» بدل شود: طبق MMM دبق. عجالط MMM عجالد. طغر MMM دعر. طوران MMM دوران. اجتلاط MMM اجتلاد. نمط MMM نمد. بطغ MMM بدغ. --> گاه به «فا» بدل شود: حلط MMM حلف. --> گاه به «زاء» معجمه بدل شود: عجالط MMM عجالز. در تعریب: --> بدل «دال» آید: قنّبیط MMM غنبید. --> گاه بدل «تاء» منقوطهٔ مثناة باشد چون: طبرستان MMM تبرستان. طنجه MMM تنگه.
کلمات همقافیه با «ط»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ط» برای سرودن شعر