معنی ضیطار
7 بازدید
[ ضَ ] (ع ص) ضوطر. ضَیْطَر. مرد کلان جثه. فربه ناکس بزرگ سرین. || مرد شگرف بی خیر. || بازرگانی که سفر نکند و از جای خود بجای دیگر نرود برای فروختن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضیطار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر