معنی ضیس
6 بازدید
[ ضَ ] (ع ص) ضَیِّس. ضائس. گیاه پژمریدهٔ در خشک شدن درآمده. (منتهی الارب). || (اِ) صابون. (مهذب الاسماء). ضیس (بکسر اول)، بعربی اسم صابون است. (فهرست مخزن الادویه).[ ضَ ] (ع مص) خشک شدن گرفتن. (منتهی الارب).[ ضَ یْ یِ ] (ع ص) ضائس. ضَیس. گیاه پژمریدهٔ در خشک شدن درآمده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضیس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یس» برای سرودن شعر