معنی ضیج
6 بازدید
[ ضَ ] (ع مص) ضیجان. میل کردن. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). عدول کردن. (منتخب اللغات). چسبیدن. || خطا شدن تیر. (تاج المصادر). خطا کردن تیر از نشانه. تخلف تیر از نشانه.
کلمات همقافیه با «ضیج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یج» برای سرودن شعر