معنی ضوی
7 بازدید
[ ضَ وا ] (ع اِمص) باریکی استخوان و خردی جسم در خلقت. لاغری. (منتهی الارب).[ ضُ وی ی ] (ع مص) لاغر گردیدن. (منتهی الارب). نزار شدن. (زوزنی). || فراهم آمدن. || جای گرفتن. (منتهی الارب). مأوی گرفتن. (زوزنی). پناه بردن بکسی. || درآمدن در شب. || پرسیدن خبر چیزی را. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر