معنی ضوز
7 بازدید
[ ضَ ] (ع اِ) ضوازة. پارهٔ جداافتاده از مسواک. (منتهی الارب).[ ضَ ] (ع مص) کم کردن و نقصان کردن در حق کسی. (منتهی الارب). || جور کردن در حکم. (منتخب اللغات). جور و ستم کردن بر کسی در حکم. (منتهی الارب). || خائیدن خرما را. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). خائیدن. (تاج المصادر).
کلمات همقافیه با «ضوز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وز» برای سرودن شعر