معنی ضوج
7 بازدید
[ ضَ ] (ع اِ) خم رودبار. (منتهی الارب). گردش رود. (مهذب الاسماء). ج، اضواج.[ ضَ ] (ع مص) میل کردن. (منتهی الارب). || میل کردن تیر از هدف. (منتخب اللغات). چسبیدن تیر از نشانه. برگردیدن تیر از نشانه. (منتهی الارب). || فراخ گردیدن. (منتهی الارب). فراخ شدن. (منتخب اللغات).
کلمات همقافیه با «ضوج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وج» برای سرودن شعر