معنی ضواحی
7 بازدید
[ ضَ ] (ع اِ) جِ ضاحیة. (منتهی الارب). ضواحیک؛ آنچه از تو پیدا باشد در آفتاب مانند دوش و شانه. (منتهی الارب). - ضواحی الحوض؛ کرانهای آن. (منتهی الارب). - ضواحی الرّوم؛ شهرهای ظاهر روم. (منتهی الارب). || آسمانها. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضواحی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حی» برای سرودن شعر