معنی ضهل
7 بازدید
[ ضَ ] (ع ص، اِ) شیر گردآمده. هر چیز که اندک اندک و یکی بعد دیگری فراهم آمده باشد. (منتهی الارب). || آب اندک. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). آب اندک در جوی. (مهذب الاسماء).[ ضَ ] (ع مص) اندک اندک فراهم آمدن چیزی. (منتهی الارب). || اندک و تنک گشتن شراب و نوشیدنی. (تاج المصادر) (منتهی الارب). || بازگشتن بسوی اصل. || بازگشتن بسوی کسی نه به وجه مقاتلة و مغالبة، یا عام است. (منتهی الارب). بازگردیدن. (تاج المصادر). بازگردیدن بسوی کسی نه به وجه مقاتلة و مغالبة. (منتخب اللغات). || کم کردن و باطل ساختن حق کسی را. (منتهی الارب). || اندک اندک دادن. (منتهی الارب) (تاج المصادر) (زوزنی). || برداشتن و منسوب کردن خبر را بکسی. (منتهی الارب).[ ضُ هُ ] (ع ص، اِ) جِ ضَهول. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضهل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «هل» برای سرودن شعر