معنی ضنیک
7 بازدید
[ ضَ ] (ع ص) زندگانی تنگ. تنگدستی. (منتهی الارب). عیش تنگ. (منتخب اللغات). || مرد سست تدبیر و عقل و ضعیف بدن و جان. (منتهی الارب). ضعیف رای و ضعیف تن. (منتخب اللغات). || خادم که بر نان خدمت کند. (منتهی الارب). کردی خوردی. || بریده. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضنیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر