معنی ضمد

معنی واژه ضمد

6 بازدید
[ ضِ ] (ع اِ) دوست. (منتهی الارب) (منتخب اللغات).
[ ضَ ] (اِخ) جایگاهی است میان مکه و یمن در طریق تهامة. (معجم البلدان).
[ ضَ ] (ع ص) تر از درخت و خشک آن، گویند: شبعت الابل من ضمد الارض؛ ای من رطبها و یابسها. (منتهی الارب). تر و خشک درخت. (مهذب الاسماء). خشک و تر. (منتخب اللغات). || بهترین از گوسفندان و ردی ء آنها. (منتهی الارب). گوسفندان خوب. (منتخب اللغات). خرد و بزرگ از گوسفند. ج، اضماد. (مهذب الاسماء). || فربه و لاغر (از اضداد است). (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || زبون. (منتخب اللغات).
[ ضَ ] (ع مص) بستن ضماد را بر جراحت. (منتهی الارب). دارو بر جراحت بستن. (منتخب اللغات) (تاج المصادر). داروی بر جراحت کردن. (زوزنی). || زدن عصا را بر سر کسی. (منتهی الارب). عصا بر سر زدن کسی را. (منتخب اللغات). || مدارا کردن. (منتهی الارب). مداجاة. || برابری کردن در چیزی. (منتهی الارب). برابری کردن با کسی در چیزی. (منتخب اللغات). || دو معشوق گرفتن زن. (منتهی الارب). ابوذُؤَیْب گوید: تریدین کیما تضمدینی و خالداً و هل یُجمع السیفان ویحک فی غمد. دو دوست گرفتن زن. (منتخب اللغات). دو دوستگان بهم داشتن. (زوزنی) (تاج المصادر). || جمع نمودن دو چیز را با هم. گویند: ضمد الثورین؛ ای جمعهما للعمل بهما. (منتهی الارب).
[ ضَ مَ ] (ع مص) خشک شدن. (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || دشمنی کردن. (منتخب اللغات). || کینه گرفتن. (منتهی الارب) (منتخب اللغات) (زوزنی). || سخت خشم گرفتن بر کسی. (منتهی الارب).
[ ضَ مَ ] (ع اِ) کینه. (منتهی الارب) (منتخب اللغات) (مهذب الاسماء). || حق دیرینه از دیت یا دین. گویند: ضمد عند فلان؛ ای الغابر من الحق من معقلة او دین. (منتهی الارب). بقیهٔ حق کسی از دین و دیت. (منتخب اللغات).
[ ضَ مَ ] (اِخ) موضعی است به یمن. (منتهی الارب). از قرای عثر بجانب کوه. (معجم البلدان).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید