معنی ضفو
4 بازدید
[ ضَ فْ وْ ] (ع مص) تمام و کامل گردیدن. || زیاده شدن مال. (منتهی الارب). بسیار شدن مال و جز آن. (تاج المصادر). || روان گردیدن حوض. (منتهی الارب).[ ضَ فْ وْ ] (ع اِ) ضفو العیش؛ فراخی زندگانی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضفو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فو» برای سرودن شعر