معنی ضفة
6 بازدید
[ ضَ فْ فَ ] (ع مص) یک بار انبوهی کردن بر آب. || ضفةُ الماء؛ یک بار ریختن آب. || (اِ) ضفةُ القوم؛ جماعت قوم. (منتهی الارب). گروه مردم. (مهذب الاسماء). || ضفةُ الشخب؛ آنکه شیرش بسیار به یک کشیدن آید. (منتهی الارب). - ضفتا الوادی و الحیزوم (مثنی)؛ دو طرف رودبار و سینه. (منتهی الارب). - ضَفّةُ البئر (بکسر اول بیشتر آید)؛ کرانهٔ چاه. (منتهی الارب). - ضفّةُ البحر؛ کنار دریا. ضفیر البحر. - ضفّةُ النّهر (بکسر اول نیز آید)؛ کرانهٔ جوی. (منتهی الارب). کنارهٔ جوی. (منتخب اللغات) (مهذب الاسماء). لب جوی. (دهار).[ ضِ فْ فَ ] (ع اِ) کرانهٔ جوی (بفتح اول نیز آمده). کرانهٔ چاه (بفتح اول نیز آمده). کنارهٔ رودبار. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضفة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فة» برای سرودن شعر