معنی ضغضغة
7 بازدید
[ ضَ ضَ غَ ] (ع مص) خائیدن مردمِ بی دندان چیزی را. (منتهی الارب). خائیدن آنکه دندان ندارد. || خوب نخائیدن گوشت را. (منتهی الارب). || سخن آمیخته و ناپیدا گفتن. || حکایت آواز خوردن گرگ گوشت را. || زیادت در سخن و کثرت آن. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضغضغة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غة» برای سرودن شعر