معنی ضغب
7 بازدید
[ ضَ ] (ع ص) مرد خواهندهٔ بادرنگ یا حریص و شیفتهٔ محبت آن. (منتهی الارب).[ ضَ ] (ع مص) بانگ خرگوش و گرگ برزدن برای بیم کردن کسی. || ضَغَب المرأة؛ آرمید با زن. || ضَغَب الارنب؛ نالید خرگوش وقتی که گرفتار شد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضغب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «غب» برای سرودن شعر