معنی ضعفاء
6 بازدید
[ ضُ عَ ] (ع ص، اِ) جِ ضعیف. (منتهی الارب): هرگز نکند با ضعفا سخت کمانی با آنکه بداندیش بود سخت کمانست. منوچهری. آسیب و ستم او بر ضعفاء رسید. (تاریخ بیهقی ص ۴۱۹). ضعفاء نیز به ایزد عزّ ذکره حال خود برداشته. (تاریخ بیهقی ص ۴۳۰). ضعفاء ملت و دولت را در سایهٔ عدل و مایهٔ رأفت او آرام داده. (کلیله و دمنه). - ضعفاء و متروکین فی رواة الحدیث؛ حاجی خلیفه در کشف الظنون گوید: علم الضعفاء و المتروکین فی رواة الحدیث: صنف فیه الامام محمدبن اسماعیل البخاری المتوفی سنة ۲۵۶ ست وخمسین ومائتین [ هـ . ق. ] یرویه عنه ابوبشر محمدبن احمدبن حماد الدولابی و ابوجعفر شیخ بن سعید و آدم بن موسی الجفاری و هو من تصانیفه الموجودة. قال ابن حجر و الامام عبدالرحمن بن احمد النسائی و الامام حسن بن محمد الصغانی و ابوالفرج عبدالرحمن بن علی بن الجوزی المتوفی سنة ۵۹۷ سبع وتسعین وخمسمائة [ هـ . ق. ]. قال الذهبی فی میزان الاعتدال انه یسرد الجرح و یسکت من التوثیق و قد اختصره ثم ذیله کما قال. و ذیله ایضا علاءالدین معلطای بن قنیج المتوفی سنة ۷۶۲ اثنتین و ستین و سبعمائة [ هـ . ق. ] و صنف فیه محمدبن حیان البستی و وضع له مقدمة قسم فیها الرواة الی نحو عشرین قسماً. ذکره البقاعی فی حاشیة شرح الالفیة.
کلمات همقافیه با «ضعفاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر