معنی ضروع
6 بازدید
[ ضُ ] (ع اِ) جِ ضَرع. (منتهی الارب).[ ضُ ] (ع اِ) جِ ضِرع. (منتهی الارب).[ ضُ ] (ع اِ) انگور سفید بزرگ دانه را نامند. (فهرست مخزن الادویه) (منتهی الارب).[ ضُ ] (ع مص) نزدیک شدن حیوان درنده بچیزی. (منتخب اللغات). قریب گردیدن. (منتهی الارب). || فرورفتن آفتاب یا نزدیک شدن بغروب. (منتخب اللغات). غروب کردن آفتاب یا نزدیک بغروب گردیدن. (منتهی الارب).[ ضَ ] (ع ص) خوار. زار. || رام. نرمخوی. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضروع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر