معنی ضروس
5 بازدید
[ ضَ ] (ع ص) شتر مادهٔ بدخو گزنده دوشنده را. (منتهی الارب). اشتر که دندان کُنَد دوشنده را. (مهذب الاسماء). ناقه که گاه دوشیدن بگزد. گزنده. (منتخب اللغات). || ماده شتر که در نو زادن بگزد (؟). (منتهی الارب) (منتخب اللغات). || آن کس که تیرهاء قمار بگرداند. || شدید. (مهذب الاسماء): حرب ضروس؛ حرب مهلکة.[ ضُ ] (ع اِ) جِ ضِرس. (منتهی الارب).[ ضُ ] (اِخ) ذوضروس؛ لقب شمشیر ذی کنعان حمیری که در آن نوشته بود «انا ذوضروس قاتلتُ عاداً و ثمود باست من کنتُ معه و لم ینتصر». (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضروس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر