معنی ضروح
7 بازدید
[ ضُ ] (ع مص) کاسد گردیدن بازار. (منتهی الارب).[ ضَ ] (ع ص) ستور لگدزن. (منتخب اللغات). اسب لگدزن. (مهذب الاسماء). اسپ بسیار لگدزن. اسپ دست و پا زننده، یا عام است. || قوس ضروح؛ کمان نیک دوراندازنده تیر را. (منتهی الارب). کمان سخت که تیر را سخت جهاند. (منتخب اللغات).
کلمات همقافیه با «ضروح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وح» برای سرودن شعر