معنی ضروب
6 بازدید
[ ضُ ] (ع اِ) جِ ضرب. گونه ها. روشها. اقسام. انواع. اصناف : خلف بفنون زرق و ضروب حیل محاضران را تشویش می داد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۵۶). - ضروب اشکال قیاس؛ انواع اشکال قیاس. - ضروب الامثال؛ علم ضروب الامثال. قال المیدانی ان عقود الامثال یحکم بأنها عدیمة اشباه و امثال تتحلی بفرائدها صدور المحافل و المحاضر و یتسلی بفوائدها قلب البادی و الحاضر و تقید اوابدها فی بطون الدفاتر و الصحائف و تطیر نواهضها فی رؤس الشواهق و ظهور المنایف و یحتاج الخطیب و الشاعر الی ادماجها و ادراجها لاشتمالها علی اسالیب الحسن و الجمال و کفی جلالة قدرها ان کتاب اللََّه سبحانه و تعالی لم یعر من وشاحها و ان کلام نبیه (ص) لم یخل فی ایراده و اصداره من مثل یحوز قصب السبق فی حلبة الایجاز و امثال التنزیل کثیرة. و اما الکلام النبوی من هذا الفن فقد صنف العسکری فیه کتاباً برأسه من اوله الی آخره و من العلوم ان الادب سلم الی معرفة العلوم. به یتوصل الی الوقوف علیها و منه یتوقع الوصول الیها غیر ان له مسالک و مدارج و لتحصیله مراقی و معارج و ان علی تلک المراقی و اقصاها و ادعر تلک المسائل و اعصاها هذه الامثال الواردة من کل مرتضع درر الفصاحة یانعاً و ولیداً فینطق بما یعبر به المعبر عنها حشواً فی ارتقاء معارج البلاغة و لهذا السبب خفی اثرها و ظهر اقلها و من حام حول حماها علم ان دون الوصول الیها احرق من خرط القتاد و ان لا وقوف علیها الا للکامل المعتاد کالسلف الماضین الذین نظموا من شملها ما تشتت و جمعوا من امرها ما تفرق فلم یبقوا فی قوس الاحسان منزعاً. (کشف الظنون). - ضروب قیاس؛ انواع قیاس .[ ضَ ] (ع ص) بسیار زننده. یقال: رجلٌ ضروب؛ ای شدیدالضرب و کثیره. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «ضروب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وب» برای سرودن شعر