معنی ضرج
7 بازدید
[ ضَ ] (ع مص) شکافتن چیزی را. (منتهی الارب). شکافتن. (زوزنی) (تاج المصادر) (منتخب اللغات). || آلودن بخون. (منتهی الارب). آلودن. (منتخب اللغات). || افکندن چیزی را. (منتهی الارب). || اندوختن. (منتخب اللغات).
کلمات همقافیه با «ضرج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رج» برای سرودن شعر