معنی ضراوت
6 بازدید
[ ضَ وَ ] (ع مص) ضَری. ضَراءة. آزمند و حریص گردیدن. (منتهی الارب). سخت حریص شدن. (زوزنی): ضراوت سفها در افساد حال و اتلاف مال رعیت زیادت می گشت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۸۳). قوت و ضراوت ابوعبداللََّه طائی در مباشرت حرب و چیرگی او بر سفک دماء و فتک اولیای خویش بدید. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ص ۳۵۱). || حریص بودن بر صید. || در پی صید دونده شدن سگ. (منتهی الارب). در پی صید دویدن سگ. || خوگر شدن چیزی را، و منه قول عمر (رض): ایّاکم و هذه المحازر فان لها ضراوة کضراوة الخمر. (منتهی الارب). || خوف کردن. (زوزنی).
کلمات همقافیه با «ضراوت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وت» برای سرودن شعر