معنی ضخامت
8 بازدید
[ ضَ مَ ] (ع اِمص) هنگفتی. تناوری. غلظت. غِلّت (لهجهٔ محلی قزوین). کلفتی. ستبری : روباه ضخامت جثه بدید... (کلیله و دمنه). ستبرا. || (مص) کلان و فربه گردیدن. (منتهی الارب). تناور شدن. (تاج المصادر) (زوزنی) (مجمل اللغة) (دهار). فخامة. بزرگ تن شدن. (غیاث) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «ضخامت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مت» برای سرودن شعر